بازیگوش من
دیشب نمیدونم چرا اما بی خواب شده بودی.ساعت ٢ بیدار شدی و شروع کردی به بازی کردن.تنهایی هم که بازی نمی کنی.تمام تلاشت این بود که من رو هم بیدار کنی.منم از ترس اینکه اگه چشام رو باز نکنم انگشتت رو میکنی توی چشم مجبور بودم بیدار شم. هرکار کردم لالا نکردی و تا ساعت ٥ بازی کردی.و باعث شدی امروز سر درد باشم.امان از دست تو ...
نویسنده :
مامانی
12:04


